Thursday, August 4, 2011

رمز پیروزی مردم سوریه سه کلمه است : الشعب السوری الواحد - مردم متحد سوریه

در جایی دیگر به مقایسه اپوزیسیون سوریه و همتای ایرانی آن پرداختم و قصد تکرار مکررات ندارم اما در همانجا هم نوشتم که نقش اصلی را در این میان خود مردم سوریه ایفا می کنند . در یکی از کلیپ های تظاهرات با شعاری مواجه شدم که معتقدم دلیل اصلی پیشرفت مبارزات مردمی و پیروزی قریب الوقوع آنان است : الشعب السوری الواحد ! یعنی مردم متحد و یکپارچه سوریه .
یعنی تا جایی که به مخالفت با رژیم اسد مربوط می شود ما نه چپ داریم نه راست ! نه اصلاح طلب حکومتی و نه اصلاح طلب غیر حکومتی ! نه سلطنت طلب داریم نه مشروطه خواه ! نه مجاهد ، نه چریک ، نه توده ای ، نه مذهبی ، نه مسلمان ، نه مسیحی ، نه سکولار ، نه پرچمی ، نه 28 مردادی ، نه کانال تلویزیونی لس آنجلسی و نه هیچ چیز دیگر ! هر چه هست مردم است و هر چه هست سوریه است و هر چه هست یک هدف مشترک است : سقوط نظام دیکتاتوری خاندان بنی اسد و حزب بعث و دادن قدرت به همه مردم با هر سلیقه و روش و منش سیاسی که دارند . متحد در برابر دشمن مشترک ! همین

Thursday, July 14, 2011

اگر موسوی و کروبی دیگر هرگز برنگردند چه ؟ آیا ما مسئول نیستیم ؟ آیا ما برنامه ای داریم یا نه ؟

اگر چه با افزایش روزافزون فشار جهانی بر رژیم جمهوری اسلامی برای آزادی هر چه سریعتر آقایان مهندس موسوی و شیخ مهدی کروبی ، امیدواریم این اتفاق هر چه زودتر رخ دهد اما بیایید برای لحظه ای تصور کنیم که ما دیگر هرگز موسوی و کروبی را زنده نبینیم ! به هر حال جمهوری اسلامی دستش به خون هزاران هزار نفر انسان بیگناه آلوده است و کشتن این دو نفر هم ( مستقیم یا غیر مستقیم ) برای او کار سختی نیست . یا اصلاً شاید یک کسی پیدا شد و خودسری کرد و مرتکب این خریت شد . خوب ! تکلیف چیست ؟
آیا براستی ما مسئول نیستیم ؟
آیا ما می توانستیم کاری بکنیم و نکردیم ؟
آیا ما شیرازه مان از هم فرو خواهد پاشید یا برای آن زمان هم برنامه ای داریم ؟
آیا کسی هست که بتوان به او اعتماد کرد ؟
آیا در این فاصله تلاش کرده ایم با کنار گذاشتن اختلافات مان ، دور هم گرد آییم و متشکل گردیم ؟
آیا هیچ جمعی بوجود آمده است که مورد اعتماد و وثوق اکثریت مردم و فعالین سیاسی داخل و خارج باشد ؟
آیا ادامه وضع موجود و خلاء فرد یا افراد جانشین و عدم برنامه ریزی و تشکل مورد نیاز ، رژیم را در عملی کردن نقشه شیطانی اش جری تر نخواهد کرد ؟
آیا آنان بسادگی نخواهند گفت که هر چه هست همین دو نفر هستند ، پس سرشان را زیر آب کنیم و قال قضیه را بکنیم ؟
آیا ادامه تکروی ها و خود محوری های فعلی چراغ سبزی برای نابودی این دو نفر نخواهد بود ؟
اینها پرسش هایی هستند که باید هر کدام از ما در خلوت خودمان و در جمع های چند نفره مان از خود بپرسیم و پاسخی محکمه پسند برایشان پیدا کنیم . می ترسم دیر شود !
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Tuesday, July 12, 2011

آقایان ! چرا به در و دیوار می زنید ؟ به جای صفرها ، خودتان را حذف کنید ، پول ما به ارزش واقعی اش بر می گردد

براستی تاکنون هرگز از خود پرسیده ایم که پول ایران از چه زمانی به این فلاکت و بی ارزش افتاد ؟ یا پرسیده ایم که عوامل تعیین کننده ارزش واحد پول ملی یک کشور چیست ؟ عواملی نظیر :
- پشتوانه
- امنیت سرمایه گزاری
- سلامت اقتصادی حاکمان
- اقتصاد پویا و اقتصاد دانان غیر تقلبی
- شفافیت سیاسی و اقتصادی
- حسابرسی از تمام ارکان حاکمیت و پاسخگو بودن آنها
- برنامه ریزی
و و و ....
پول ایران کدام یک از این عوامل را داراست ؟
در واقع آنچه ارزش پول ملی ایران را پایین آورده است ، نظام جمهوری اسلامی است که با بیکفایتی روزافزون هر روز مملکت را بیشتر در گنداب فلاکت و فقر و فساد و تباهی فرو می برد ! بهتر است آقایان به فکر حذف کردن خودشان باشند ، بدین ترتیب سریعتر و بهتر به نتیجه می رسیم

Wednesday, July 6, 2011

آقای خاتمی ، آقای بهنود ! خسته شدم از این همه انتخاب بین بد و بدتر . خسته شدم از آن همه بازی خوردن

با نگاهی به گذشته سی ساله جمهوری اسلامی و مرور تجربه 27 ساله سیاسی اندیشی خودم ، می بینم که هرگز نبوده که ما ایرانیان هرگز نتوانسته ایم در یک فضای ازاد و دور از "آقابالاسر" دست به انتخاب بزنیم . همیشه مجبور بوده ایم بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کنیم ! این اتفاق در تمامی انتخاباتهای ریاست جمهوری و مجلس ( البته تقریباً باستثنای دور اول هر کدام ) افتاده است و در انتخابات بیمزه شوراها نیز تکرار شده است . همیشه مجبور بوده ایم به کسانی رأی بدهیم که فکر می کرده ایم "نظر" آقا با آنان نیست و با آن دیگری است . وارد جزئیات نمی شوم چرا که می دانم همه ما از اشتباهات گذشته خود رنجوریم و از تکرار اشتباهات تاریخی مان در عذاب ! نمی خواهم به کسی بی احترامی کنم ، اما همیشه اعتقاد دارم افراد شایسته تری در جامعه بوده و هستند که متأسفانه از سوراخ های ریز صافی آقای جنتی رد نمی شوند .
روی سخنم با کسانی چون آقای خاتمی و آقای بهنود است که در پشت کلمات زیبا پنهان شده و از امر انتخاب و انتخابات ، آن هم در شرایط فعلی و بدون توجه به حتا تجربه تلخ مردم در آخرین انتخابات ، مدام بر طبل انتخابات کوبیده و تلاش می کنند که مردم را به پای صندوق رأیی بکشانند که از قبل معلوم است چه کسانی از آن بیرون می آیند چرا که نه امثال خزعلی و مهدوی و جنتی و ... مرده اند ( فقط مشکینی پرونده اش بسته شد ) و نه امام زمان به مرخصی رفته است و این دقیقاً بدین معناست که لیست مورد تأیید امام زمان از هم اکنون در جیب عبای آقای جنتی قرار دارد . البته این احتمال هم وجود دارد که مشکینی به خواب یکی از این آقایان بیاید و لیست را به آنان رد کند ! هر چیزی ممکن است .
آقایان !
شما را بخدا دست از سرمان بردارید ، خسته شدیم از این همه آلت دست این و آن شدن .
بخدا خر ما از کره گی دم نداشت

Wednesday, June 22, 2011

در پی شروع عملیات جدید نیروی انتظامی ، بابا طاهر عریان تغییر نام داد : بابا طاهر کت و شلواری

Align Rightدر پی شروع عملیات جدید نیروی انتظامی ، بابا طاهر عریان تغییر نام داد : بابا طاهر کت و شلواری

اصلاح طلبان بدانند : ولایت فقیه ، مرز میان مردم و حاکمیت است ! نقطه سر خط

نوشتار کوتاهم را با این جمله آغاز می کنم :
من ، بعنوان یک ایرانی آزادیخواه ، در انتخاباتی شرکت می کنم که در آن کاندیداها بتوانند به وضوح ولایت فقیه را رد کنند و از صافی شورای نگهبان نیز بگذرند .
در واقع با توجه به آنچه در طول دو سال اخیر بر سر مردم کشورمان آمده و هنوز هم می آید ، باید همگان ( بخصوص اصلاح طلبان حکومتی و آنانکه خود را دلسوز نظام و انقلاب می دانند ! ) به این نتیجه رسیده باشند که تا این رژیم و این قانون اساسی و در رأس آن ولایت فقیه برقرار است ، هرگز نمی توان به برگزاری هیچ انتخابات آزادی امید بست .
در این میان اگر کسی می خواهد تنها با لفاظی و بازی با کلمات و دلخوش کردن به اختلافات صوری و ظاهری جناحهای درگیر قدرت ، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کند ، تلاش بیهوده می کند و بقول معروف " آب در هاون می کوبد " .
واقعیت این است که در ایران امروز ( به سالهای قبل کاری ندارم که مردم از سر خوشبینی همیشه کورسوی امیدی به تغییر اوضاع داشتند و صد البته نشد ) بر کسی پوشیده نیست که مقوله " ولایت فقیه " مرز میان مردم و حاکمیت است به این معنا که هر کس در اردوگاه مردم است نمی تواند به اندیشه سیاسی معتقد به ولایت فقیه تعلق داشته باشد و هر کس - به هر بهانه و با هر توجیهی - خود را کماکان معتقد به ولایت فقیه می داند ، علی الاصول نمی تواند داعیه دار نمایندگی مردم باشد .
خطابم در این نوشتار ، بیشتر آن دسته از فعالین سیاسی است که دانسته یا ندانسته بر طبل انتخابات مجلس می کوبند و باصطلاح باد در بادبان کشتی نظام می دمند . اینان باید بدانند ( البته اگر تا حالا نفهمیده اند باید در سلامت عقل شان شک کرد ) که مردم ، گول بازی های سیاسی نظام را نمی خورند و دست رژیم را در پس پرده تمامی این اختلافات ظاهری و نمایش های تبلیغاتی مبنی بر سلامت انتخابات ، می بینند . بنابراین ، توصیه می کنم که این جماعت یا میدان سیاست را ترک کرده و عزت و شرفشان را محفوظ نگه دارند یا اگر کماکان اصرار دارند که دستی در قدرت داشته باشند و ولایت فقیه را قبول داشته باشند ، روی بخش انتخابی آن ( انتخاب بمعنای واقعی نه با تقلب ) حساب باز نکنند .
چنانکه در جایی دیگر هم نوشته ام باید میان رأی مردم و مقوله " ولایت فقیه " یکی را برگزینند .
حال این شما و این میدان مبارزات انتخاباتی : یا آزاده باشید و با مردم یا نوکر ولایت فقیه باشید و دیگر دم از مردم نزنید

Sunday, June 12, 2011

لزوم تمرکز جنبش سبز بر ادامه پیگیر تجمعات اعتراضی بخصوص در روزهای جمعه

دومین سالگرد 22 خرداد گامی بزرگ در ادامه مبارزات حق طلبانه مردم آزادیخواه کشور با رژیم سفاک جمهوری اسلامی بود . دیگر کسی نیست که نداند که این مردم به چیزی کمتر از سرنگونی این رژیم راضی نخواهند بود و هر کسی را که بخواهد بر ماندگاری این رژیم تأکید کند بشدت از خود طرد خواهند کرد چرا که دیگر جایی برای اصلاح نمانده است . متأسفانه مرگ هدی صابر نیز آخرین پرده از جنایت های این رژیم بود که دوست و دشمن را با تأثر انداخت چرا که این مرد آزادیخواه از جمله شریف ترین و صبور ترین مبارزین راه آزادی بود که با همه نجابتش او را نیز نتوانستند تحمل کنند . پیامی که مرگ هدی صابر برای ا- بخصوص - اصلاح طلبان حکومتی داشت این بود که رژیم جمهوری اسلامی فقط و فقط به بقای خود می اندیشد و در این راستا از قربانی کردن هیچکس و هیچ چیز فروگذار نخواهد کرد .
چنانچه پیش از این نیز بارها گفته ام رمز پیروزی جنبش سبز در پویایی آن است و نباید به هیچ قیمت یک قدم به عقب برگردد . دشمن از کوچکترین فرصتها نیز استفاده خواهد کرد و به محض آن که مجال نفس کشیدن پیدا کند دست به جنایتی جدید خواهد زد . در این راستا ، ضمن ستایش تحرک کم نظیر مردم در سالگرد کودتای انتخاباتی تأکید می کنم که بهترین فرصت برای نشان دادن قدرت واقعی این جنبش و در صحنه ماندن آن روزهای جمعه است که بدلیل انجام مراسم نمایشی نماز جمعه ، ضریب ریسک و خطر را بشدت پایین می آورد و رژیم را به اصطلاح آچمز خواهد کرد . برگزاری یک نماز جمعه با جمعیت میلیونی در مقایسه چند هزار نفری که بصورت مستمر و هر هفته در این مراسم شرکت می کنند این حسن را دارد که اولاً قدرت واقعی مردم با خودشان نشان خواهد دارد و ثانیاً رژیم را در موقعیتی قرار خواهد داد که بقول معروف هیچ غلطی نخواهد توانست بکند . مطئنم که اگر جنبش سبز نهایتاً به این نتیجه برسد که می تواند از این فرصت طلایی استفده کند ( که من معتقدم می تواند ) ظرف کمتر از چند ماه تکلیف رژیم را روشن خواهد کرد و حق ، نهایتاً به حقدار خواهد رسید . باز هم در این باره خواهم نوشت .
زنده باد آزادی و پاینده باد ایران